تبليغاتX
شعر کده


 

آهای شبیه گندم مزرعه سوت و کوره
تنها مترسک اینجا یه لنگه پا صبوره
کهنه کلاهِ مشکیش باد و بهونه کرده
رفته یه جای ِ دورو تنهایی لونه کرده

حذف=>(توی یه مزرعه ی خیالیم
خودمم نمیدونم چه حالیم
آخرین سنجاقکارو زل زدم
حالا اینجا رسیدم که خالیم)

اضافه شد =>

"دیگه فکر فرصت تازه نباش ، مزرعه شانسی برای تو نذاشت

آخریت سنجاقکارو زل زدی ، جیر جیرک حرفای تازهای نداشت

حالا من موندمو بغظ ِ پرچینا ، با یه عالم خاطره روی زمین

روی نقطه چین این فاصله ها منو از سکوتِ مزرعه بچین"


من منتظر نشستم یا تو در انتظاری
کاش وقتی بر میگردی لک لکارم بیاری
آهای شبیه گندم کاش وقتی برمیگردی
 بهم بگی کلاهِ مترسک و چی کردی

 

*با توجه به اینکه این ترانه بعد از باز نویسی راضیم نکرد میخواستم این پستو حذف کنم اما به خاطر اینکه دوستان لطف داشتن و کامنت گذاشتن و منو شرمنده ی خودشون کردن از حذف این پست منصرف شدم از همه ی دوستان ممنونم . 

+ نوشته شده در  شنبه یکم تیر 1387ساعت 9:25 بعد از ظهر  توسط مهدی نوروزی سیبنی  |