تبليغاتX
شعر کده


بعد از تقریبا یک ماه دوباره به روز شدم اما اینبار با دوترانه باید بگم میخوام  ترانه رو تخصصی کار کنم ، پس نظرات شما عزیزان برام اهمیت زیادی داره...

ممنون

کار اول :

 

آی آدمای سر به زیر فرشته ها رو پر ندین

بگید بیان مترسکا نمیزنه قلب زمین

تو دنیایی که ساده نیست کلاغا جادو بلدن

با سحر و جادوی کلاغ ضعیف و بیچاره شدین

 

کبوترای بومتون حس پریدن ندارن

کلاغای بی آشیون سر به سرتون میزارن

ستاره ها میرن دیگه آسمونم خالی میشه

کبوترای بی گناه هزار ساله منتظرن

 

که کی بیاد ؟ که چی بشه ؟ بها رو نقاشی کنین

آی آدمای بی خیال پنجره رو کاشی کنین

گل بگیرین چشاتون و که منتظر مونده به راه

تو فکر جارو نباشین حیاط و آب پاشی کنین

 

گیرم بیاد مرد بزرگ کلاغا از ترس بمیرن

اینجا رو بوم زندگی کبوترا جشن بگیرن

اما بگید تا اون موقع کبوتری مونده هنوز

کلاغا آروم میشینن ؟ آدما راحت میگیرن ؟

 

 

کار دوم :

 

داری از پیله می افتی روی خط بی قراری

تو خیال داری بخندی به قفس ، دوتا قناری

که میخوان پرنده باشن مث گنجیشکا رو ایون

واسه هم غزل بخونن ، با یه عکس یادگاری

 

کیه عاشقی بلد نیست ؟ کی میدونه کرم شب تاب

وقتی ماه افتاده بیرون ، زیر پای سرد مهتاب

چی میخونه ؟ کی میدونه ؟ آسمون دلش گرفته

واسه تنهایی عاشق ، توی جلد بسته ی قاب -

 

سرشو زده به شیشه - قاب عکس روی دیوار

میخ چشمای تو شاید ، دست آشنای گیتار

نفس چلچله باشه ، باهزار حرف نگفته

سازشو بقل بگیره باز بگه خدا        نگهدار

 

 

عدنان

 

 

+ نوشته شده در  چهارشنبه سی ام خرداد 1386ساعت 12:4 بعد از ظهر  توسط مهدی نوروزی سیبنی  |