ممنون
کار اول :
آی آدمای سر به زیر فرشته ها رو پر ندین
بگید بیان مترسکا نمیزنه قلب زمین
تو دنیایی که ساده نیست کلاغا جادو بلدن
با سحر و جادوی کلاغ ضعیف و بیچاره شدین
کبوترای بومتون حس پریدن ندارن
کلاغای بی آشیون سر به سرتون میزارن
ستاره ها میرن دیگه آسمونم خالی میشه
کبوترای بی گناه هزار ساله منتظرن
که کی بیاد ؟ که چی بشه ؟ بها رو نقاشی کنین
آی آدمای بی خیال پنجره رو کاشی کنین
گل بگیرین چشاتون و که منتظر مونده به راه
تو فکر جارو نباشین حیاط و آب پاشی کنین
گیرم بیاد مرد بزرگ کلاغا از ترس بمیرن
اینجا رو بوم زندگی کبوترا جشن بگیرن
اما بگید تا اون موقع کبوتری مونده هنوز
کلاغا آروم میشینن ؟ آدما راحت میگیرن ؟
کار دوم :
داری از پیله می افتی روی خط بی قراری
تو خیال داری بخندی به قفس ، دوتا قناری
که میخوان پرنده باشن مث گنجیشکا رو ایون
واسه هم غزل بخونن ، با یه عکس یادگاری
کیه عاشقی بلد نیست ؟ کی میدونه کرم شب تاب
وقتی ماه افتاده بیرون ، زیر پای سرد مهتاب
چی میخونه ؟ کی میدونه ؟ آسمون دلش گرفته
واسه تنهایی عاشق ، توی جلد بسته ی قاب -
سرشو زده به شیشه - قاب عکس روی دیوار
میخ چشمای تو شاید ، دست آشنای گیتار
نفس چلچله باشه ، باهزار حرف نگفته
سازشو بقل بگیره باز بگه خدا نگهدار
عدنان


