ببین منم
گرگ مهربانی
خوب که ببینی میخواهم دندانت بگیرم
نترس
درد که ندارد !
گرسنه ام
و تو سیر از دیدنم
قورباغه ای در شکم نداری
و من که قورباغه امانم بریده
یخ دریاچه چشمانم
میشکنم
و تو غرق در چشمانم
به قورباغه ام میخندی
عدنان
رویم سیاه
دستانم خالی
خشکیده و فقیر تر از کویر
شرمنده ام که این
اموال من همین همراه من . . .
فقط
یک قاب چوب زشت
سنگینی تن عریان و لاغرم
ارثیه ی من است
بر دوشهایتان

عدنان
بازم که پرسه میزنی تو شــهر بی نشو نه ها
از بی کسی حرف میزنی کلافه از بهـــونه ها
از آینه ی جلو چشات تنها رفیق بی کسیــــــــــت
از اون چشـــــای قرمز و اشکــــای روی گونه ها
یه گوشه کز کردی که چی؟به چی داری زل میزنی
رفتی تو برزخ خـــــــــودت شـــــــدی مث دیونه ها
میگی همه باهات لجن از همشون بدت میـاد
مث ماری که گم شده توی هجوم پــــــونه ها
چقدر گلایه میکنی از آسمون و از زمیـــــن
کسی نمیشنوه صدات پره سکوته خــــونه ها
دنبال تکیه گاه نباش اینجا کسی تــاب نــداره
خودت که بهتر میدونی طاقت نداره شونه ها
اینجا کویره بینـــوا سراغ آبادی نگیـــــر
محاله بارون بزنه تو سینه ی جونه ها

عدنان
ای بی وفای بد دل چی آوردی به روزم
آتیش گرفته جونم دائــم د ارم میسوزم
رویای شیرین من شده یه کا بوس بد
نمیبینی بخنــــــــــدم حتی دیگه تا ابد
خون گریه های این دل امونمو بریــده
خون آبه های زخمم دیگه امون نمیده
چرا چشاتو بستی تبر زدی به ریــــــشم
با این ضربه ی کاری دیگه بلند نمیشم
تو خنجرو گزاشتی تو قلب خسته ی من
حتی تفم نکرد تو چشم بستـــــــه ی من
فرشته های مهربون جسدمو بـسوزونید
نزارید منو ببینه چهرمو خوب بپوشونید
دیگه از دنیا بریدم میخوام تا زود تر بمیرم
اینجوری بهتره واسـم تو قبرم آروم بگیرم
یه سنگ تی پا خورده که از همه جا بد میـاره
بهتر همون که خرد بشه طفلکی سنگ بیچاره

عدنان
مث چرخای یه گاری اسیر درشـــــکه رونم
میخام آهسته بچرخم اما افسوس نـمی تونم
چرخش چرخای گاری حرکت زمونه ی ماست
گذر زمون همیـشه باعث بهـــونه ی مــاســت
کاش میشد یه بار دیگه گاری برگرده به آغاز
شروع یه عمر دیگه منو تو هم دل و هـم راز
دیگه از گاری نترسیم کوله بارو خوب ببندیم
از گذشته درس بگیریم باز به دنیا دل نبــندیم
آخر جاده ی عمرو ما به انتظار مـی شینــــیم
اونچه از گاری جامونده رد چرخارو می بینیم
عدنان
وقت رفتن که رسید کســـــــــــی اسممو نبــــرد
واسه ی این بی نشون هیچ کسی غصه نخــورد
کســــی آئینه نبـــــود تنهایی منـــــو ســـــکوت
یه درخت خشـــــــــک و پیر وسط کـــویر لـوت
ابرا بی بارون شــــــدن قهر بودن با آسمــــون
آرزوی ایـــــن درخت دیدن رنگیــــــــن کمـون
توی این کـــویر خشک گونـــــم دلش شـکست
یار تنهاییــش نسیم چمـــــــــدونشو مـــی بست
وقتی که قهره آسمون دیــــــگه از منــم نپرس
چشای خیره به اون خـــــالیه شیشه ی قــرص

عدنان
باز هم سقوط هواپیما
باز هم عده ای رفتند
باز هم آقای رئیس جمهور بازماندگانشان را تسلیت می دهند
باز هم متاسفم
مجری تلویزیون ناراحت
درجات تاُسف از بالا و پائین به گوش میرسد
کارشناسان به دنبال جعبه سیاه
و همه چند روزی سیاه می پوشند
جعبه سیاه هم پیدا میشود
اما دلیل سقوط . . .؟
کارشناسان امشب مهمان تلوزیون
باز هم آقای نقص فنی را ماخزه میکنند
بیچاره آقای نقص فنی
چند ماه قبل هم همین بود
اصلا چرا این آقا را اخراج نمیکنید
مگر مقصر نیست
خوب معلوم است
چه دیواری کوتاهتر از دیوار این آقا
ماه بعد چوبتان را بر سر چه کسی بزنید؟
آقای نقص فنی
بیچاره آقای ...
عدنان
وز پس پنجره های نیمه باز
پشت پرده را نشانه رفته
موتورهای جستجو گرشان
حتی قوی تر از گوگل
حریم امنمان را جولان میدهند
عیب جویان حرفه ای زمان ما
مو را از ماست بیرون کشیده اند
آنها تمام پشت پرده ها را دیده
و به مفت میفروشند
یکی نیست بگوید
آقایان
دوربینهایتان را خاموش
و این بار از خودتان شروع کنید
چند می ارزید ؟
شما را مفت هم نمی خرند ...

عدنان


