آهای شبیه گندم مزرعه سوت و کوره
تنها مترسک اینجا یه لنگه پا صبوره
کهنه کلاهِ مشکیش باد و بهونه کرده
رفته یه جای ِ دورو تنهایی لونه کرده
توی یه مزرعه ی خیالیم
خودمم نمیدونم چه حالیم
آخرین سنجاقکارو زل زدم
حالا اینجا رسیدم که خالیم
من منتظر نشستم یا تو در انتظاری
کاش وقتی بر میگردی لک لکارم بیاری
آهای شبیه گندم کاش وقتی برمیگردی
بهم بگی کلاهِ مترسک و چی کردی
من اونجا بودم توهَم رسیدی همونی شد که دیدی تو فالم
یه جنگل از تو منو بقل زد ، من گم شد تو آرامش تو
سکوت هنوزم بین ما جا داشت ، نگفتی...خوندم ..."ببند چشاتو"
هم پرسه ی تا ابَد خیالی ، نگفتی خوندم
سکوتِ سبزِ کوهِ شمالی ، نگفتی خوندم
قرارمون بود کنارِ کلبه ، من زودتر از تو رسیده بودم
تو جا نموندی ، تو برده بودی ، من مثل تو گل نچیده بودم
افتاب بگردون به صورتم تا گرم نگاهِ قشنگ تو شم
با طعم گیلاس شکوفه هامو رو شونه و موی تو بپاشم
هم پرسه یِ تا ابَد خیالی ، نگفتی خوندم
سکوتِ سبزِ کوهِ شمالی ، نگفتی خوندم

